تبليغاتX
پنجره‏های نیمه‏باز - کوچ یا دربه‏دری
 

 

ظاهراً برای افشین

 

        دوست خوبم افشین یکی دوبار خواسته از شعرهای گذشته چیزی بیاورم. البته دوستان می‏دانند من کم مرتکب شعر می‏شوم

       اما افشین خان، یادم نمی‏آید شعری برای میرزا. گمانم منظورتان همان باشد که در دانشگاه گیلان خواندم. تا جایی که یادم هست آن زمان (آذر ماه 1370) قبل از خواندن شعر به مناسبت سالگرد کشته شدن  میرزا  از او یادی کردم نه اینکه شعری برای او باشد . راستش دیگر خیلی از چیزهایی را که آن وقت شعر می‏شمردم حالا شعر نمی‏دانم و با استانداردهایی که امروز می‏شناسم شعر را جور دیگری تعریف می‏کنم ولی برای تجدید خاطره بخش‏هایی از آن را می‏آورم:

 

غروبی زرد با دل راز می‏گفتم

که دیدم یک پرستو بی صدا افتاده در ایوان

پرستو از چه تنهایی؟

مگر یاران تو را هم مثل من اینجا رها کردند و کوچیدند

و جای خالی‏ات را در کنار خود نمی‏بینند؟

****

پرستو زندگی دریاست

دریایی که هر موجش

صدای قایقی را بر سکوت صخره می‏کوبد

و مردم جاشوان کشتی عمرند.

پرستو، هیچ می‏دانی که در یک گوشه از اعماق این دریا

میان یک صدف،  تک گوهری رخشنده در خواب است؟

پرستو سرّ حیرانی من آنجاست، باید در تمام موج ماهی شد

و من تا ساحل دریا سفر کردم

وبر هر موج سرگردان که شاید گوهرم را زیر سر دارد-

نظر کردم

اگرچه خوب میدانم

     چگونه خویش را بر پهنه‏های موج باید زد

دریغا، رخت‏کندن را نمی‏دانم

 پرستو اندکی پرواز کن من کوچ کردن را نمی‏دانم ...

 

البته می‏دانی بعد از آن سالها کم کوچ نکرده‏ام؛ از رشت به ایلام و بعد تهران، از اتاق عمل به ادبیات ، از آرمان‏گرایی به مصلحت‏بینی و از خیلی چیزهای دیگر... به خیلی...

 دامنة جغرافیایی کوچ شما البته بیشتر بود تا هندوستان هم رسید. راستش آن روزها (چیزی حدود بیست سال پیش) در حال و هوای دیگری بودم این بیت را زیاد زمزمه می‏کردم:

      حسرت  نبرم به خواب آن مرداب 

      کآرام درون دشت شب خفته‏‏ست

اما امروز که رهنورد این سفر در چهارمین دهة عمر هستم و سواد شهر چهل‏سالگی را از فاصله‏ای نه چندان دور می‏بینم این بیت حسین منزوی خیلی همراهی‏ام می‏کند:

 

         جز همین دربه‏درِ دشت و صحاری بودن

         ما به جایی نرسیدیم زجاری بودن

 

این پست خیلی طولانی شد. دست خودم نبود. نمی‏دانم حوصله می‏کنید تا  آخر بخوانید یا نه ولی نخواندید هم قطعا چیزی از دست نداده‏اید

 

+ نوشته شده توسط حسین‏علی رحیمی در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 13:39 |
!-- Begin WebGozar.com Counter code --> -->