چند روز پیش شعری از حمید رضا شکارسری را در وبلاگش خواندم:
هرگز تصادف نکرديم
تو در خيابان های ديگر مشغول تصادف بودی
و اين آخرين مدل من کم کم از زرق و برق می افتاد
نمی دانم چرا فکر می کنم
يکی از همين روزها
اين لکـَنته با تو شاخ به شاخ میشود
و بر ماشين تو مثل هميشه
خال هم نمیافتد ...
به یاد یک پیامک افتادم که پیشتر خوانده بودم. شاید آقای شکارسری هم قبل از سرودن شعر این پیامک را دیده باشد. ممکن هم هست کسی این شعر را خوانده و بعد آن پیامک را نوشته. شاید هم این دو هیچ ربطی به هم ندارند. به هر حال متن پیامک:
"بوسه یگانه تصادفیه که پلیس نداره و آغوش تنها پارکینگیه که جریمه نداره. بریم پارکینگ تصادف کنیم؟"
حالا با توجه به این پیامک شعر را یکبار دیگر بخوانید و معنی کنید.
.
.
.
.
و این یعنی استفاده از روابط بینامتنی (intertextual) برای تفسیر یک متن.

