اين روزها سالروز مرگ غزلسراي بزرگ معاصر حسين منزوي است شاعري که قدرش را چنان که بايد نشناختند و بر صدرش چنان که شايد ننشاندند. به گمان من حسين منزوي بزرگترين و تواناترين غزلسراي معاصر در عرصة غزل نو بود اگرچه محبوبيت و شهرت کساني چون بهمني، قيصر امينپور، حسن حسيني و... را نيافت اما در شاعري بزرگتر از همة همگنانش بود. دربارة توانايي منزوي در ترکيبسازي ، سرودن در وزنهاي دشوار و گاه جديد، تصويرهاي نو و ... زياد گفتهاند. دوست داشتم دربارة دنياي فکري حسين منزوي و درون ماية اشعارش چيزي بنويسم. منزوي به گمان من شهري است با سه شاهراه که به همة خانهها و راههاي اين شهر راه دارد:
1 _ اشعاري که بازتاب جهانبيني منزوي است و در خيلي جاها رنگ و بوي اومانيستي آن با حال و هواي عقيدتی و مذهبي غزلسرايان ديگر همعصرش تباين و گاه تعارض دارد.
2_ اشعار تند سياسي-اجتماعي که هم در مجموعههاي منتشر شده در سالهاي پس از 1357 و هم پيش از آن ديده ميشود.
3_ عاشقانههاي منزوي با نگاه خاص او به عشق و مقولههاي آن که او را از بسياري غزلسرايان معاصرش ممتاز کرده که آن هم متاثر از نگاه اومانيستي او به جهان است.
به گمان من يکی از مهمترين دلايل گمنام ماندنش در مقايسه با اقران را بايد در همين مسائل جستوجو کرد.
قصد دارم در پستهاي بعدي به هرکدام از اين مقولهها با تفصيل بيشتري بپردازم اميدوارم که از نظرات انتقادي دوستان بهره ببرم. و ميخواهم از شعرهاي نو ايشان در اين کار بيشتر بهره ببرم که در ميان شعردوستان کمتر شناخته شده و تحتالشعاع غزلهاي زيبايش قرار گرفته است. اينجا به مناسبت سالروز مرگش شعري را می آورم که بيتناسب با موضوع نيست و به نوعي از مرگآگاهي شاعر که يکي از ويژگيهاي شاعران معاصر است حکايت دارد:

سينکوپ! *
ميايستي که بايستانيام؟
نارفيق!
در نيمراهم مينهي که
بتنهاييام؟
جوابم ميکني که
آخرين سئوالم را
نديده
گرفته باشي؟
آه که چقدر بد است
به اين خوبي تمام کردن کسي که
قرار بوده، هنوزها، تمام نشود
چرا تقلّب ميکني قلب من؟
چرا بيقرار قرارهايت ميشوي؟
مگر بنا نبود،
فلسفه بخوانيم؟
تاريخ برانيم؟
شعر بشورانيم؟
حالا چه شده است که ناگهان...
و چه ناگهان نابههنگامي!
که من کفشهاي توقفم را
هنوز
سفارش ندادهام و
تو ميگويي: تمام!
تا ناتمام بگذاري
مگر نميدانستي؟
مگر نشانت ندادهام،
راههاي نرفتهام را؟
مگر برايت نخوانده بودم،
شعرهاي نگفتهام را؟
از مجموعة به همين سادگی ؛ بندر عباس : انتشارات چی چی کا؛ 1379
* رسم الخط، مصراعبندیها و علايم نگارشی را عيناً براساس متن چاپی کتاب آوردهام.

